|
چو کاوه برون شد ز درگاه شاههمی بر خروشید و فریاد خوانداز آن چرم کاهنگران پشت پایهمان کاوه آن بر سر نیزه کرد |
بر او انجمن گشت بازارگاهجهان را سراسر سوی داد خواندبپوشند هنگام زخم درایهمانگه ز بازاز برخواست کرد |
بدانست خود کافریدون کجاستبیامد به درگاه سالارنوچو آن پوست بر نیزه بردید کیبیاراست آنرا به دیبای رومفروهشت زو سرخ و زرد و بنفش |
سراندر کشید و همی رفت راستبدیدنش آنجا و برخاست غوبه نیکی یکی اختر افکند پیز گوهر بر و پیکر و زرش بومهمی خواندش کاویانی درفش |
از آن پس هرآنکس که بگرفت گاهبرآن بی بها چرم آهنگرانز دیبای پرمایه و پرنیانکه اندر شب تیره، خورشید بودبگشت اندرین نیز چندی جهان |
به شاهی به سر بر نهادی کلاهببرآویختی نو به نو گوهرانبر آنگونه گشت اختر کاویانجهان را ازو دل پر امید ودهمی بودنی داشت اندر نهان |
فروهشت ازو سرخ و زرد و بنفش |
همی خواندش کاویانی درفش |
هوا شد بسان پرند درفش |
ز تابیدن سرخ و زرد و بنفش |

The
Lion as inscribed in Persepolis (circa 555 BCE)

|
The lion and the sun have been known as Persians' national emblem for thousands of years. The lion represents strength, majesty and integrity and the sun symbolizes warmth, source of energy and life. The sword has been placed in the hand of the lion only after Islam invaded Iran. The Islamic sword is a symbol of war and violence and does not represent our culture, lifestyle and norms and therefore it should be eliminated from our flag. Our emblem should represent who we are, and we are a free peace loving people, self assured, glorious and majestic. We walk proudly like a lion and shine like the Sun enlightening the entire world with our culture, our humanistic values and our genius. |