جوک های اسلامی/آخوندی



«پندهای اخلاقی» از رساله روح الله خمينی از شادروان فريدون فرخزاد


ويديو کليپ



تلاوت قرآن "يه توپ دارم قل قليه"


تلاوت سوره "اتل متل"
تلاوت سوره "شپلق"



کوکا کولا در کربلا



احمدی نژاد هنگام مناظره تلوزيونی



مصاحبه با شورشيان عراق
- Interviewing insurgents
اشک ريزی آخوند برای حسين تشنه لب
قرائتی از خاطراتش از خمينی ميگويد...
سخنان فرزانه خطيب نماز جمعه



George Carlin dealing with religion



شيرين کاريهای ملا باقر حکيم برای ملا حسين


آداب زناشويی از رهنودهای چهارده معصوم
شادی نزديک است ...
اهميت مسواک در اسلام
جناب رفسنجانی "رپ" ميخوانند...
فرمايشات جناب رفسنجانی در مورد انتخابات
ديدار بی نظير بوتو از رفسن جانی



پليسهای زن ميآيند...


با توجه به فرمايش آقای خزعلی مبنی بر استفاده از تصوير امام علی به جای چراغ سبز راهنمايی رانندگی و اهميت ائمه اطهار در فرهنگ اسلامی و در راستای گسترش فرهنگ غنی اسلامی موارد زير جهت استفاده بهينه از ائمه پيشنهاد می گردد:

تغيير نامها ارگانها و اشخاص در جمهوری اسلامی**:
رهبر معظم انقلاب: بزرگ علی
کميته امداد امام: گداعلی
سازمان محيط زيست: سبزعلی
سازمان بهشت زهرا: عروجعلی
اداره برق: چراغعلی
سازمان آب: آبعلی
شرکت سهامی شير و فرآورداه های لبنی: شيرعلی
کميته بررسی و ارزشيابی وزارت ارشاد: نظرعلی
وزارت حج و اوقاف: قربانعلی
ستاد امر به معروف و نهی از منکر: شَرَف علی
بانک مرکزی جمهوری اسلامی: برات علی
وزارت دادگستری: انصافعلی
سازمان غله کشور: شاطرعلی
سازمان حمايت از ايتام: کَرَمعلی
کميته ازدواجهای دانشجويی: عشقعلی
محسن سازگارا: شجاععلی
فرمانده سپاه پاسداران جمهوری اسلامی: اميرعلی
شورای نگهبان: حفيظ علی
رئيس مجلس شورای اسلامی: غلامعلی (با اینکه در حال حاضر اينگونه هست اين پيشنهاد برای روسای آينده مجلس مطرح می شود.)
احمد جنتی: رئيس علی
سخنگوی قوه قضائيه: صادق علی (اين نام می تواند به صورت مشترک به تمام سخنگويان جمهوری اسلامی اطلاق شود. مثلا" بگويیند: صادقعلی وزارت خارجه پايمال شدن حقوق بشر در کشور را تکذيب کرد.)
ايران: علی آباد
شرکت ايران خودرو: ممدلی(اين نام با توجه به حضور ذهن مردم در مورد ماشين مشدی ممدلی که نه بوق دارد نه صندلی پيشنهاد گرديده است.)


 





اقتدار نيروی انتظامی در حکومت آقا امام زمان

 


از این پس بجای گفتن جک از هم ميهنانمان، از بسيجی يا آخوند جک می گوییم.
ما به قومیت ها احترام می گذاریم اما به مزدوران و جنايتکار نه...
 

  • بسيجيه ميخواست عروسک بخره به صاحب مغازه ميگه:
    ببخشيد آقا قيمت اين خواهرمون چنده؟

  • به بسیجیه میگن: از چه تیم فوتبالی خوشت میاد؟ میگه: قربون جدش برم! آ سد میلان

  • به بسيجيه ميگن شغلت چيه ؟ ميگه يه اطلاعاتی هيچوقت خودشو لو نميده 

  • به بسيجيه می گن دخترت رو به کی شوهر دادی
    می گه غريبه نيست دامادمونه

  • متلک بسیجی به یه دختر
    چقدر تنت بوی کربلا میده، شهیدتم

  • به بسيجيه ميگن چرا جورابات يه لنگش آبی يکی قرمز؟
    ميگه والا نميدونم بدبختی اينه که يه جفت ديگه هم تو خونه دارم همين طوريه

  • یه مگس بسیجی به نامزدش میگه اگه قسمت بشه امسال ماه عسل میبرمت دستشویی حرم امام

  • به بسيجيه مي گن می دونی چرا روی خيابون ولی عصر اين اسمو گذاشتن؟
    مي گه چون صبح و ظهر هيچ خبری نيست ولی عصرررررر بيا ببين چه خبره

  • بسيجيه داشته زنش رو به زور ميکرده تو يخچال، ازش ميپرسن داری چی کار ميکنی؟
    ميگه: ميخوام فاسد نشه !!! 

  • بسیجیه از خدمت بر می گرده، باباش میگه نبودی واست زن گرفتیم، اینم بچه ات!

  • بسیجی زنگ میزنه ۱۱۰ میگه: گاز، کلاچ، ترمز، فرمون، ترمزدستی و دنده ماشین منودزدیدند،
    پلیسه میگه: ببخشید، شما بسیجی هستید؟
    یارو میگه: آره، چطور مگه؟ پلیسه میگه: هیچی، پاشو برو جلو بشین

  • بسیجیه ميره کنار دريا پری دريای ميبينه، ميگه من عاشقتم، با من ازدواج ميکنی؟
    پری دريای ميگه من آدم نيستم، بسیجیه ميگه تو فکر ميکنی من آدمم؟

  • يه بسیجیه نوار نوحه ميخره زود ميزنه آخرش ببينه ساندیس ميدن يا نه

  • بسیجی فيلم جنگي ميبينه. آخر فيلم که تموم ميشه جو ميگردش سينه خيز ميره تلويزيون را خاموش ميکنه

  • ننه احمدی نژاد میمیره به بسیجیه میگن برو به محمود خبر مرگ مادرش را بده، ولی یه طوری بگو که پس نیفته
    بسیجیه میره پیش احمدی نژاد میگه: یه شتری بود که در خونه همه میخوابید.
    محمود میگه: خب؟
    بسیجیه میگه: این دفعه رو ننه تو خوابید

  • بسیجیه هی نگاه به گوشیش میکرده و میخندیده، بهش میگن اس ام اس اومده؟ میگه آره، میگن چیه؟
    میگه یکی هی اس ام اس میده Low Battery

  • بسیجیه میرفته تظاهرات. هی نعره میکشید و گلاب به روی تان می گ-و-ز-ی-د
    پرسیدند: چرا نعره میزنی؟
    گفت: برای اینکه دشمن بترسد!
    پرسیدند: چرا م-ی-گ-و-ز-ی؟
    گفت: برای اینکه خودم هم می ترسم!

  • بسیجیه اسیر آدمخورا میشه. میندازندش تو دیگ باهاش آش درست کن. میخندیده.
    بش میگن تو داری میمیری چرا میخندی؟ میگه شاشیدم تو آشتون

  • بسيجيه مست ميکنه ميگه ولم کنيد ميخوام شورت ننمو در بيارم...
    ميگن چرا شورت ننتو؟؟؟ ميگه اخه کشش کمرمو اذيت ميکنه......

  • بسیجیه با ماشينش تو برفا گير مي کنه، زنجير نداشته، سينه مي زنه!

  • یه بسیجیه دنده عقب داشته میرفته بالای کوه یکی ازش میپرسه چرا دنده عقب میری؟
    بسیجیه میگه خوب اگه اون بالا جا برای دور زدن نبود دیگه دور نزنم. همینطور برگردم.
    چند ساعت بعد همون مرده میبینه بسیجیه داره دوباره دنده عقب میاد پایین.
    ازش میپرسه چرا داری دنده عقب بر میگردی؟
    بسیجیه میگه: چون جا برای دور زدن بود.

  • بسیجیه با نامزدش ميره كافي شاپ، گارسون مياد ميگه: چي ميل داريد براتون بيارم؟
    دختره ميگه: دوتا كافه گلاسه لطفاً. بسیجیه با عجله ميگه: دوتا هم واسه من بيارين

  • بسیجیه از بم برمیگشته بهش میگن تو حادثه غم انگیز دیدی؟ بسیجیه میگه حادثه غم انگیز که خیلی زیاد بود ولی یکیش از همه بیشتر غم انگیز بود .وقتی که داشتم یه دختر بچه ۶ ساله را خاک میکردم همش گریه میکرد و میگفت اقا ترو به خدا منو خاک نکن من زنده ام.

  • بسیجیه تو یه یک عملیات تروریستی با کایت خودشو میزنه به کاخ سفید آمار که میگیرن میبینن ۱۰۰ نفر کشته شدن ۹۹ نفر از خنده ۱ نفر هم خود بسیجیه.

  • بسیجیه میره مسجد وقتی میاد بیرون میبینه کفشاش نیست. با خودش میگه من کی رفتم خودم نفهمیدم؟؟!!

  • از بسیجیه تو عقیدتی میپرسن سوره توحید رو تفسیر کن میگه: فکر کنم قفل رو دادن به احد، احد داده به صمد، صمد برده نیاورده، کفره احدو درآورده

  • بسیجیه آخر عمری بچه هاشو جمع میکنه دور خودش و به هر کدوم یه تیکه چوب میده میگه بشکنید. همه میشکونن… به هر کدوم ۵ تا چوب میده میگه بشکونید. همه میشکونن… به هر کدوم ۱۰ تا دسته بیل میده میگه بشکونید. همه میشکونن…! بر میگرده میگه پاشید گمشید برین بیرون جنبه یه نصیحت کردنم ندارید

  • بسیجیه ادعای بیغمبری میکرده، رفیقاش بهش میگن: بابا همینجوری که نمیشه! باید بری چهل روز بشینی تو غار، تا از خدا برات وحی بیاد. خلاصه بسیجیه میره، دو روز بعد با دست و پای شکسته و خونی مالی برمیگرده! رفیقاش میپرسن: چی شده؟! بسیجیه میگه: آقا ما رفتیم تو غار، یهو جبرئیل با قطار اومد!

  • بسیجیه سرطان داشته، میره مشهد خودشو با قفل و زنجیر میبنده به پنجرة فولادی و کلید رو هم قورت میده، میگه: تا شفا نگیرم نمیرم! بعد یک ساعت خبر میرسه که تو حرم بمب گذاشتن، بسیجیه یک کم دست و پا میزنه، بعدِ یک مدت داد میزنه: یا حضرت ابولفضل منو از دست این امام رضا نجات بده!!!

  • بسیجیه می ره مسابقه رو خوانی قرآن، سوره "بنی اسراییل" بهش می خوره انصراف می ده

  • بسيجيه از تلفن عمومی میاد بیرون. ازش می پرسن سالم بود. میگه آره فقط آفتابه نداشت

  • از طرف بهداشت اومدن سرکشي گاوداري يه بسيجی؛ گفتن شما به گاوهاتون چي ميديد گفت ساندیس و کیک

  • به بسیجیه میگن یه خاطره خوب بگو یه خاطره بد..
    میگه:خاطره بد.شب بود بسیجی بودم...
    خاطره خوب:شب بود بسیجی بود...

  • بسیجی داشت با آب و تاب جوکی را تعریف میکرد با تقلید صدا و ارائهی سایر مقتضیات آن.
    جوک درباره حضرت موسی(ع) بود!
    تمام که شد یکی از بچهها گفت: مرد حسابی فکر کنم حضرت موسی پیامبرهها!
    بسیجی میگه: برو بابا! یهودیه!

  • بسیجیه سوار سمند ميشه: دستگاه سخنگو ماشين ميگه: درب خودرو باز است.
    بسیجیه ميگه: خوشگله درو بستم بگو كجا قايم شدي؟

  • به آخونده ميگن:
    برو محله سني ها روضه بخون اما اسمي از معاويه و يزيد و عمر نبر
    گفت: په بگم امام حسين ماشين كشت؟

  • به بسیجیه می گن شما به زندگی پس از مرگ اعتقاد داری؟
    میگه صددرصد. من خودم دو سال بعد از مرگ پدرم به دنیا اومدم

  • بسیجیه میره دستشویی تموم میشه.....

  • به بسیجیه میگن ۲*۲ = میگه هرچی اقا بگه

  • بسیجیه زنگ ميزنه پيتزا فروشي ميگه يه پيتزا مي خواستم. فروشنده ميگه: به نام ... ؟
    بسیجیه ميگه: آخ آخ ببخشيد به نام خدا, يه پيتزا مي خواستم

  • دلداری بسیجیه به دوست دخترش: مهم نیست که قشنگ نیستی! قشنگ اینه که مهم نیستی

  • به بسیجیه میگن به زنبوریی که از کندو محافظت میکنن چی میگن....؟ میگه: خسته نباشین

  • خانمی مشغول حمام بودند که يکمرتبه برق قطع ميشه و هيچ چيز ديده نميشه.
    اين خانم نا خود آگاه ميگه "يا امام زمان"، يکمرتبه احساس ميکنه يکی دستشو کذاشته روی باسن خانم و با صدايی سکسی و خودمونی ميگه:
    بمن بگو مهدی!!!

  • بسيجيه تو جهنم بوده ...
    يه روز ميره دم در بهشت در ميزنه ميگه ... ببخشيد يخ داريد ؟
    ميگن داريم ولي نميديم ...
    ميگه باشه اشكال نداره اما فردا نيايد بگيد آب جوش بديد ها ... !!!

  • يک روز يکی ميره جهنم و ميبينه همه ميزنند و ميرقصند!!!
    يارو ازشون ميپرسه، چه خبره؟
    يکی از جهنمی ها ميگه: پرونده ها گم شده، پرونده ها گم شده!!!

  • بسيجيه با خدا قهر مي كنه. مياد كه نماز ظهر بخونه. نيت مي كنه:
    چهار ركعت نماز ظهر به جا مي آورم به هيشكي هم مربوط نيست!!!

  • يه روز بسيجيه از يه پسره مي‌پرسه بچه كجايي؟ ميگه بچه امام حسين. بسيجيه ميزنه زير گريه و پسره رو بغل مي‌كنه ميگه علي اصغر چه بزرگ شدي!

  • از بسيجيه مي‌پرسن آقا نظرت راجع به خدا چيه؟ ميگه خدا خوبه، مهربونه، بزرگه، خالق جهانه. ابوالفضل نگهدارش باشه!

  • بسيجيه اسمه بچشو ميزاره حسين دم به دقيقه ميگه حسين جان تشنت نيست؟

  • بسيجيه ميره مکه اونجايي که قبر شيطونه، هر چي سنگ ميزنه نمي‌خوره .اعصابش خورد ميشه فحش ميده!

  • عزراييل ميره سراغ بسيجيه، بسيجيه خودش رو ميزنه به مردن!

  • به پدر حسين فهميده ميگن نظرت درباره پسرت چيه؟ ميگه برو بابا هنوز دارم قسط تانك رو ميدم!

  • بسيجيه ميره داروخونه ميگه آقا شربت شهادت دارين؟ يارو ميگه نه اين چيزا قديمي شده ولي شياف ولايت داريم!

  • خاطرات يک بسيجی - ياد جبهه‌ها بخير. حاجي ميفتاد رو مينا. ما سيما رو لخت مي‌کرديم. با سحر راز و رمزي داشتيم. با سپيده چه حال و صفايي که نمي‌کرديم!

  • يه روز يه دختره از يه آخونده مي‌پرسه اگه با يه پسري دوست بشم مسئلش چيه؟
    آخونده ميگه اين چه حرفيه ميزني، معلومه ديگه، حرومه!
    بعد دختره ميگه حالا اگه با يه آخوندي دوست بشم چي؟
    آخونده ميگه اي شيطون، مي‌خواي بري تو بهشت؟!

  • به بسيجيه ميگن چي شد مامانت مرد؟ ميگه رفت پشته بوم رخت پهن کنه افتاد... ميگن افتاد مرد؟ ميگه نه بابا افتاد رو کولر، کولر شکست افتاد. بهش ميگن اون موقع مرد؟؟ ميگه نه آقا جان، بعد افتاد رو تراس، تراس خراب شد. ميگن خوب ايندفعه مرد؟ ترکه ميگه نه بعد افتاد رو سقف گاراژ، سقف خراب شد! ميگن حتماً ايندفعه مرد؟ ميگه بازم نمرد، ديديم داره کُلّ خونه خراب ميشه، با تفنگ زديم کشتيمش!!!

  • به بسيجيه میگن تهران چه خبر؟ میگه: بیناموسی بیداد میکرد! مردا کرست زناشونو نصف کرده بودن زده بودن در دهنشون.

  • بسيجيه میره خواستگاری، بابای عروس بهش میگه اون گلی که زدی به یقت، خارش اذیتت نمیکنه؟ بسيجيه میگه خارش که نه، ولی گلدونش که تو لباسمه بیچاره ام کرده...

  • آخونده توي اتوبوس کنار راننده ميشينه شوخيش گل ميکنه:
    شما راننده ها که همش تو جاده هستيد از کجا ميدونيد که بچه هاتون از خودتونن؟
    راننده ميگه: ۲ سال صبر ميکنيم اگه شبيه خودمون شد که هيچ وگرنه ميفرستيمشون حوزه علميه...
     

  • به بسيجی میگن دگرگونی یعنی چه ؟ میگه : این گونی نه یک گونی دیگه!!
     

  • زن بسيجی: بازم جلو جمع به من گفتی احمق؟ بسيجی: ببخشید عزیزم! نمی دونستم این راز باید فقط بین من و تو باقی بمونه!
     

  • به بسيجی میگن با "سی دی" جمله بساز.
    میگه: چوسیدی؟
    میگن نه آقا، سی دی صوتی
    میگه: پس گوزیدی
     

  • بسيجی زنش رو می بره سونوگرافی، بهش می گن: بچت پسره یارو می گه: جدی؟ تورو خدا بگو اسمش چیه؟
     

  • بسيجی می ره تماشای رقص باله از اول تا آخرش خواب بوده. بعد ازش می پرسن چه طور بود؟
    میگه آدمای خیلی خوبی بودن. دیدن من خوابم، رو نوک انگشت راه می رفت.
     

  • بسيجی ديش ماهواره نصب ميكنه، بعد برای اينكه بهش گير ندن، روش مينويسه كولر پارس.
     

  • بسيجی ميخواسته بره خواستگاري به خانوادش ميگه اگه خانواده دختره زرزرکردن هيچکي حق گوه خوردن نداره جز آقاجون.
     

  • به بسيجی ميگن: چند تا حيوون نام ببر كه پرواز كنه. ميگه: كبوتر، كلاغ، خر!
    بهش ميگن: بابا خر كه پرواز نميكنه! ميگه: بابا خره ديگه، يهو ديدي پرواز كرد...
     

  • یکی داشته غرق میشده ، فریاد میزنه کمک من شنا بلد نیستم! بسيجی میرسه میگه مرض، حالا منم تنیس بلد نیستم باید داد بزنم؟
     

  • بسيجی لنگ بوده با کشتي ميره سفر... وقتي برميگرده رفيقش ميگه خب سفر خوش گذشت؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب...
     

  • بسيجی به دیدار رهبر انقلاب می ره و دستشو می بوسه و آقا را بغل می کنه و می گه آقا قربون قدت تو سیدی دعا کن شاه برگرده!!
     

  • بسيجی توي جبهه بيسيم چي بوده زنگ ميزنه ميگه: آقا 5 تا عراقي دستگير كردم بيايد ببريد.
    ميگن خودت بيار .... ميگه نه شما بياين اينا نميذارن من بيام.
     

  • به بسيجی میگن اذون بگه میگه والا چی بگم همه چیز از یه نگاه شروع شد!